چهارشنبه بیست و ششم آبان ۱۳۹۵ | 11:38 | AMIN REZA -
پسر بچه ای وارد یك بستنی فروشی شد و پشت میزی نشست.
پیشخدمت یك لیوان آب برایش آورد. پسربچه پرسید : ( یك بستنی میوه ای چند است ؟ ) پیشخدمت پاسخ داد : (50 سنت ) پسر بچه دستش را در جیبش برد و شروع به شمردن كرد. بعد پرسید : ( یك بستنی ساده چند است ؟ )
در همین حال ، تعدادی از مشتریان در انتظار میز خالی بودند . پیشخدمت با عصبانیت پاسخ داد : (35 سنت ) پسر دوباره سكه هایش راشمرد و گفت : ( لطفا یك بستنی ساده .) پیشخدمت بستنی را آورد و به دنبال كار خود رفت . پسرك نیز پس از خوردن بستنی ، پول را به صندوق پرداخت و رفت.
وقتی پیشخدمت بازگشت ، از آنچه دید شوكه شد . آنجا در كنار ظرف خالی بستنی ، دو سكه 5 سنتی و پنج سكه 1 سنتی گذاشته شده بود (برای انعام پیشخدمت)
پیشخدمت یك لیوان آب برایش آورد. پسربچه پرسید : ( یك بستنی میوه ای چند است ؟ ) پیشخدمت پاسخ داد : (50 سنت ) پسر بچه دستش را در جیبش برد و شروع به شمردن كرد. بعد پرسید : ( یك بستنی ساده چند است ؟ )
در همین حال ، تعدادی از مشتریان در انتظار میز خالی بودند . پیشخدمت با عصبانیت پاسخ داد : (35 سنت ) پسر دوباره سكه هایش راشمرد و گفت : ( لطفا یك بستنی ساده .) پیشخدمت بستنی را آورد و به دنبال كار خود رفت . پسرك نیز پس از خوردن بستنی ، پول را به صندوق پرداخت و رفت.
وقتی پیشخدمت بازگشت ، از آنچه دید شوكه شد . آنجا در كنار ظرف خالی بستنی ، دو سكه 5 سنتی و پنج سكه 1 سنتی گذاشته شده بود (برای انعام پیشخدمت)